هدف

هدف داشتن خوبه؟ راهکارهای عملی رسیدن به اهداف

هدف داشتن خوبه؟ راهکارهای عملی رسیدن به اهداف

رسیدن به هدف امکان پذیر است؟

هدف

من هدف میذارم که بهش نرسم !

اصل هدف یعنی نرسیدن، آره اصلا به نظر من راهش همینه ! رسمش همینه…

لطفا پیش از خواندن این مقاله به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • اگر به تمام اهدافی که برای خودمان تعیین می کردیم، می رسیدیم چه می شد ؟
  • اگر زمانبندی که برای رسیدن به هدف تعیین می کردیم دقیق بود چطور ؟
  • اصلا میشه در تمام مسائل هدف دقیق گذاشت ؟
  • هدف تحصیلی هدف شغلی هدف ازدواجی …
  • تا حالا کسی رو دیده اید که بگوید دقیقا من در دو ماه آینده عشق رویایی ام را یافت خواهم کرد و با او ازداواج می کنم؟

اگر جواب تمامی سوالاتی که در بالا نوشته ام مثبت باشد . به نظر من زندگی بی معنی خواهیم داشت !

زیبایی زندگی به همین غیر مشخص بودن آن است .

علاوه بر اون خیلی وقتها خیلی از امور دست مانیست ! البته که این اعتقاد شخصی من است !

توجه شما را به این شعر مولانا جلب می کنم :

ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم، ای مطربان وی مطربان دف شما پر زر کنم

ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم،  زیراکه مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم

من غصه را شادی کنم، گمراه را هادی کنم، من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم

ای عقل کل ای عقل کل تو هرچه گفتی صادقی، حاکم تویی فاعل تویی من گفتگو کمتر کنم

حاکم اوست راه اوست هدف اوست و راه رسیدن به هدف هم …

حالا با این مواردی که اشاره شد این سوال پیش می آید ؟

آیا هدف گذاری مهم است ؟

گفته های فوق به این معناست که حالا که چیزی در دست ما نیست پس هدفگذاری بی معنی است ؟

از این قسمت به بعد داستان رو برعکس می کنم !

  • صبح میخوابم شب بیدار میشم هرچی خدا بخواد
  • چه دلیل داره بشینم حساب کتاب کنم کی به کجا می رسم وقتی دست من نیست
  • برنامه ریزی و هدف گذاری کار بیهوده ای است.

اگر مثل جملات بالا فکر کنیم چطور ؟

ادارک هر فرد از هدف و هدف گذاری متفاوت است اما من اصلا جملات بالا را نمی پذیرم.

یعنی زندگی باستناد این جملات بالا فاجعه خواهد شد و استناد می کنم به جمله زیبایی از موریس مترلینگ:

درست است که خداوند روزیرسان است،

اما دانه پرندگان را در کنار لانههایشان قرار نمیدهد.

موارد که ذکر کرده ایم نمی تواند دلیلی برای تنبلی و اهمال کاری ما باشد، هدف گذاری و برنامه ریزی یکی از اصلی ترین اصول برای زندگی موفق و هوشمندانه است .

اما پیش از دانستن مدل صحیح هدف گذاری باید این را بدانید:

نکات مهم در هدف گذاری :

  • انتظار نداشته باشید در شروع هدف گذاری و برنامه ریزی هایتان به تمام مواردی که مدنظر دارید برسید.

روند هدف گذاری امری است که در ابتدا باید خود و توانایی هایتان را به طور دقیق بشناسید. و برای این شناخت تنها راه شما تمرین است .

  • لطفا رویا پرداز نباشید!

این انتظار را نداشته باشید که به طور مثال تا به حال روزی ۱۵ دقیقه هم مطالعه نداشته اید و در برنامه ریزی و هدف گذاری هایتان بنویسید روزی ۲ ساعت مطالعه !

شاید چند روز اول انجامش دهید اما بدون شک مداوم نخواهد بود.

  • طوفانی آغاز نکنید! رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود…

شروع طوفانی عموما ادامه دار نخواهد بود. روند هدفگذاری بعد از مدتی باید به عادت برایتان تبدیل شود تا مستمر آنرا انجام دهید.

کسب عادات مثبت یک شبه امکان پذیر نخواهد بود.

مدل صحیح هدف گذاری چیست ؟

راه رسیذن به اهداف از نظر من باید در ابتدا دارای دو ویژگی باشد:

  1. پایداری در هدف

  2. تعیین خط مرگ

تا چند بار حاضریدشکست بخورید و ادامه دهید؟ حاضرید مانند سرهنگ ساندرس ۶۲۴ بار اقدام کنید؟

قانون پارکینسون می گوید زمانی که برای کاری انتها مشخص نکنید این کار کش خواهد آمد!

پس تعیین خط مرگ برای رسیدن به اهداف الزامی است.

توضیح این دو قانون و داستان سرهنگ ساندرس را پیش از این در مقاله ای به صورت کامل ذکر کردم .

با کلیک بر روی پنجره زیر میتوانید مقاله هدفگذاری را مطالعه کنید.

اما یک نکته ساده و بسیار مهم در مورد هدف

نوشتن معجزه می کند.

تا به حال چند بار شنیده‌ایم: هر فکری را که از ذهنت می گذرد، بر روی کاغذ بیاور… چرا باید به حافظه‌‌مان اعتماد نکنیم و هر‌آنچه را به ذهنمان می‌رسد، بنویسیم؟ آیا این مطلب، علمی است؟ ریشه‌ی مذهبی هم دارد؟

دارن هاردی، مدیرمسئول مجلهی موفقیت آمریکا:

تا وقتی اهدافتان را روی کاغذ ننویسید،

آنها اغلب جلوی بینظمیها و هیجانات ناشی ازمشکلات،

چالشها و تصمیمات جدید، گم میشوند.

 

و این جمله زیبا: کمرنگ‌ترین جوهرها از قوی‌ترین حافظه‌ها ماندگارتر‌ند!

ناپلئون هیل:

اهدافتان را روی کاغذ بنویسید،

وقتی اینکار را انجام میدهید،

 قطعاً به آرزوهای نامرئیتان،

شکل ملموس و محسوس خواهید داد.

امام صادق (ع):

یافتههای علمی خود را بنویسید،

زیرا آنها حفظ نمیشوند مگر آنکه نوشته شوند.

اگر میخواهید به اهداف تعیین شده تان برسید حتما حتما حتما آن هارا بنویسید و روی کاغذ بیاورید.

یک داستان شخصی در مورد هدف

در شروع تدریسم از نرسیدن به اهدافی که به صورت دقیق برای خودم می نوشتم بسیار می رنجیدم . تصور من این بود که برای هدفگذاری نیاز به آموزش نیست و یک امر شخصی است.

خیلی زمان نبرد تا با خواندن کتابهای مهم و کاربردی در زمینه هدفگذاری فهمیدم که دیدگاهم کاملا اشتباه بوده است.

نمی گویم حالا به هر هدفی تعیین می کنم دقیقا در همان زمان به آن خواهم رسید.

اما دیر و زود داره سوخت و سوز نداره 🙂 یک روزی در تمام اهداف و رویا هایم سخنرانی و آموزش بود زمان برد تا به هدفم برسم اما شیرینی رسیدن به اهداف چیز دیگری است .

 

عکس خودم در حال سخنرانی

معرفی برترین کتابهای هدفگذاری

در انتها دو کتاب عالی به شما در زمینه هدف گذاری معرفی میکنم

که ریشه فکری بنده از نگاه این نویسنده گرفته شده است . دارن هاردی .

عکس دارن هاردی

  1. اثر مرکب
  2. بهترین سال زندگی تو

 

هرآنچه در مورد این موضوع نیاز دارید در کتابهای فوق آمده و پیشنهاد می کنم به دنبال هیچ کتاب دیگری نگردید.

امیدوارم مطالب فوق برایتان کاربردی و مفید باشد. در قسمت های مختلف کتابم نیز مطالب تکمیلی تری در مورد هدف گذاری برایتان قید کردم میتوانید از طریق پنجره زیر این کتاب را با تخفیف ویژه تهیه کنید.

تهیه کتاب آموزشی مطالعه صحیح

با شوق زندگی کنید – حمید وجکانی مدرس مهارت های مطالعه تندخوانی تمرکز

 

دلم گرفته! دلگرمی یا دلسردی!

دلم گرفته

يروزايي هست كه آدم دلش ميگيره…

به خدا شكايت ميكنه كه چرا هرچي ميرم نميرسم!؟ ازش میپرسی چته ؟ میگه نمیدونم ، دلم گرفته …

به نظر من دل آدم زماني ميگيره كه كسي پيشش نباشه، دلداريش بده به حرفاش گوش بده.  بعضي اوقات هم اهدافمون اونقدر بــــزرگه كه بيش از حد توان به تلاش نياز داره . اما ما آدم ها توقع داريم سريع نتيجه بگيريم . اگر اين اتفاق نيفته دلسرد ميشيم.

 

مسيري كه داريم ميريم تا به هدفمون برسيم مثل يه كوهنوردي و فتح قله است…

کوهنوردی

ميري بالا ، ميري بالا وسط راه خسته ميشي . ميشيني تا يكم نفس بگيري.

حتي ممكنه توي راه پات ليز بخوره و يكم به عقب برگردي، ممكنه زمين بخوري و زخمي شي،ممكنه بگي بسه ديگه راه خيلي دوره برگردم اما يک نگاه ميكني ميبيني بيشتر مسير رو طي كردي و حيفه كه قله رو نبيني…

حيفه كه از اون بالا منظره قشنگ رو نبيني…

حيفه كه بگي من بيشتر مسير رو رفتم اما تمومش نكردم…

حيفه پس ادامه بده به قله كه برسي ي نفس راحت كه بكشي بقيش سرپايينيه ها

ديگه نفس نفس زدن نداره..

ديگه وايسادن و عقب رفتن نداره..

تو سر پاييني كه بيفتي همه چي به سرعت پيش ميره و زودتر به مقصدت ميرسي

و لذتش رو با تمام وجود حس ميكني

اونجاس كه ميشيني ميگي :

آخــــيش خسته شدم اما بلاخره تموم شد حالا ديگه بايد بشينمو يك چايي گرم بخورم.

 

براي همه اتفاق افتاده كه

 

يک عزيزي كه خيلي دوستش داشتيم و هيچوقت به اين فكر نكرده بوديم كه يك روزي از پيشمون ميره.

 

اما اين هم جزیی از زندگيه كه بايد باهاش كنار اومد. اين هم مثل يک سنگ وسط راه رسيدن به قله است.با خودمون ميگيم چرا عزيز من؟! چرا كسي ديگه اي نه؟؟! مگه جاي كيو تنگ كرده بود؟!!

ميدونم آدم ميشكنه، خورد ميشه، دلش ميسوزه، دلتنگ ميشه، گريه ميكنه، خاطراتش رو مرور ميكنه، منم بارها دلم گرفته .

اشكالي نداره كه ناراحت بود و گريه كرد اشكالي نداره يادش رو هميشه زنده كرد…

اما اين اشكال داره

كه تمام زندگي رو صرف ياد كردن اون عزيز كرد

اشكال داره كه از زندگي عقب بي افتيم

كنار اومدن با واقعيت هاي زندگي آدم رو بزرگ ميكنه.

 

يادمون باشه تمامي مسيري كه ميريم براي ساختن روحمونه براي خود سازيه،براي اينه كه تجربه كسب كنيم و اين تجربيات رو به ديگران انتقال بديم…

به نظر من دلم گرفته رو باید ممنوع کرد …

اگر به دنبال رسیدن به هدفهاتون هستید خوندن این مقاله رو بهتون توصیه میکنم :

من وقتی دلم گرفته میدونی چیکار میکنم ؟

داشتم كتابي ميخواندم راجع به زندگي و اهداف كه مطالب بالا رو نوشتم كه وسط اين حرفا به ذهنم اين موضوع رسيد:

اينكه ما كتاب ميخونيم اما متوجه يك موضوعي نيستيم؟؟؟ ،اينكه چرا اين كتاب نوشته شده؟! مطمئنأ از روي اجبار نيست.

به نظر شما چرا ؟

حالا که خودمم کتاب نوشتم خوب میفهمم که هیچ دید مالی ندارن ، نويسنده ها از دل مينويسند،تجربيات خودشونو بيان ميكنن،دوست دارن همه درموفقيت وتجربیاتشون شريك باشند.

دوست دارن راه رسيدن به اهداف رو آسون كنند.

دوست دارن لذت ها و تلخي هاي زندگيشونو با بقيه شريك باشن.

دوست دارن اون موانع كه باعث ليز خوردن تو راه رسيدن به قله ميشه رو پُل بزنن و به بقيه هديه بدن.

امیدوارم شما هم با خواندن این کتاب به جای گفتن دلم گرفته … دل گرمی شید نه دل سردی …

با شوق زندگی کنید . حمید وجکانی

چطور به اهدافمون برسیم ؟ راه رسیدن به هدف

چطور به اهدافمون برسیم ؟

رسیدن به هدف

 

در راه رسیدن به هدف ، آیا همه ی شما شنیده اید که : کم رنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماند گار ترند ! بازهم نمی نویسم؟

هدف

هدف

سرهنگ ساندرس را می شناسید ؟

رسیدن به هدف :ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ می خرﯼ؟
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ ۵۰۰ دلارﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ می گیرﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ،ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ، ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ…
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ می زﺩ ،ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ ۶۲۳ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC در ۱۲۴ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ۵۰ هزار ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ.

قانون رسیدن به هدف چه بود ؟

در ابتدا هدف از گفتن این داستان این بود: بدانید نوشتن اهداف و دروس تقویت حافظه این سایت ، تنها مخصوص جوانان نیست !  هر فردی در هر سنی باید به فکر خلاقک ردن ذهن خود و تقویت آن  باشد. و در ادامه به این باور برسید که :

نوشتن معجزه می کند .

چه تعداد از شما اهدافی داشته اید که چون روی کاغذ نیاورده اید از ذهنتان پاک شده است ؟

اقدامک   : همین الان هرچه در توان دارید و میدانید می توانید در آنها بهترین شوید را بنوییسد.

……………

……………

……………

رسیدن به هدف تنها ۲ قانون دارد. با رعایت کردن این قوانین حتما به آن هدف خواهید رسید.

قانون اول : پایداری در هدف

خط مرگ مشخص کن !( اسم قشنگ تر برای آن پیدا کن )Deed line :قانون دوم

پایداری در هدف :

در داستانی که خواندید معنی پایداری در هدف کاملا مشخص بود . سرهنگ ساندرس به چند رستوران رفت ؟ چند بار نه شنید؟

۶۲۳ بار ! بار ۶۲۴ ام موفق شد .

برای تمام هدف ها و ایده های خودتان یک تعداد مشخص برای شکست مشخص کنید

برای مثال مشخص کنید تا ۵۳ بار نه نشنوم آن را ادامه خواهم داد !

این عدد به شدت بسته به اراده پولادین شماست !

قانون دوم :  خط مرگ

یکی از عجیب ترین و مهم ترین قانون های رسیدن به اهداف تعیین کردن زمان دقیق و نهایی برای انجام آن است !

قانون پارکینسون را تا به حال شنیده اید؟ به بیماری مربوط نمی شود !

هر کاری به اندازه ای طول می کشد که برای آن وقت در نظر گرفته اید !

به معنای ساده تر اینکه برای هرکاری انتها تعیین نکنید آن کار کش می آید !

اغلب اتفاق های مهم در مسیر هدفتان دقیقا در زمان های مرگ هستند به سرانجام می رسند ! تا به حال دقت کرده اید چقدر جالب است ؟

هیجان انگیز ترین اتفاق ها اغلب در دقایق پایانی بازی ها اتفاق می افتد ! به خصوص اگر بازی پایا پای و نزدیک باشد .

اصلا انگار در آن لحظات همه چیز به صورت دراماتیک پیش خواهد رفت …خاطرتان است ؟

مارک بوسنیچ حالا توپ رو میزنه به میانه میدان

کریم باقری یه ضربه سر

علی دایی یه فرصت خوب، حالا پشت مدافعان

خداداد عزیزی…. تووووی دروازه  تووووی دروازه گل… گل برای ایران

خداداد عزیزی بازهم روی زمین بازهم روی زمین توپ رو توی دروازه میکنه … ایران ۲ استرالیا ۲

پس فراموش نکنید برای تمام اهدافتان انتها تعریف کتید. راه رسیدن به هدف این است .

من باور دارم به تمامی اهدافی که در بالانوشتید خواهید رسید…

چه تعداد از شما با نوشتن مشکل دارید ؟ همانطور که گفتم بهترین راه رسیدن به هدف نوشتن است اگر میخواهید نوشتن رو شروع کنید به شما خواندن مقاله زیر را توصیه می کنم .