کتاب خوانی ! کتابخوان ها بخوانند…سکوت

چرا کتاب و کتاب خوانی ؟

اگر که دیگر مقالات مارا نیز مطالعه کرده اید میدانید که دغدغه شخصی من کتاب و کتاب خوانی است. همواره در اوضاف کتاب خوانی در تمام مجلات نوشته ام.

این مقاله را نیز میتوانید در :

مجله راز شماره ۱۱۱ صفحه ۸۵ بخش کافه کتاب مطالعه نمایید.

کتاب خوانی

کتاب خوانی : کتابها از کجا شروع میشوند؟

مثل همیشه، کاملاً بی‌مقدمه کتاب رو گذاشتم کنار…

دیگه به این روند عادت دارم!

ماجرا از این قراره که دقیقاً هر وقت برای خودم برنامه‌ریزی می‌کنم چه کتاب‌هایی رو بخونم.

به‌طور کاملاً اتفاقی کتاب دیگه‌ای به دستم می‌رسه و همه برنامه‌ها رو عوض می‌کنه!

بعد خودش می‌شه برنامه اصلی و نقطه سر خط!

و این‌بار نوبت کتاب «سکوت» بود که شاید از همون ابتدا با عنوانش نظرم رو جلب کرد. سکوت در برابر چی و چرا؟

«سوزان کین» نویسنده این کتاب در همون خط اول من رو به جایی برد که دیگه نتونستم کتاب رو زمین بگذارم!

ـ سکوت؛ قدرت درون‌گراها در دنیایی که بی‌وقفه حرف می‌زند…

برای اهل کتاب خوانی ها حتما پیش آمده

نمی‌دونم آیا تا به حال برای شما هم رخ داده یا نه که کتابی به دست‌تون برسه و پیش خودتون حس کنید انگار دقیقاً حرف‌های شماست؛

اما این کتاب چنین حسی رو به من داد.

در حقیقت، کتاب «سکوت» به این مبحث اشاره می‌کنه که متأسفانه در جوامع برون‌گرا، زیاد حرف‌زدن تبدیل به امتیاز شده.

با وجود این، هنوز درون‌گرایانی وجود دارند که خوندن یک کتاب براشون ارزشمندتر از حرف زدنه و همین افراد هم با نبوغشون دنیا رو متحول می‌کنن.

کتاب خوانی برای شخصیت شناسی ؟

اصلاً قصد ندارم وارد بحث شخصیت‌شناسی، درون‌گرایی یا برون‌گرایی بشم؛

چون این کتاب به من اثبات کرد هر انسانی می‌تونه از چیزی خاص لذت ببره.

هرچند شاید این افراد کمتر از اکثریت جامعه باشند و بقیه بهشون بگن: «فلانی کم‌حرفه، خجالتیه، اجتماعی نیست و…»

شاید برای شما هم مثل من، خوندن کتاب لذت‌بخش‌تر از بودن در مهمونی‌ای باشد که هیچ‌کس حرفتون رو نمی‌فهمه؛

اما کاش انسان‌ها یاد بگیرند که هر فرد علاقه منحصر به خودش رو داره.

یکی به شلوغی علاقه داره، یکی به دیدن فیلم، یکی به خوندن کتاب و یکی به…

درس بزرگ از کتاب خوانی

«جهان محتاج افراد خونگرم، خونسرد، شجاع و حتی کم‌دل‌و‌جرئت است.»

آیا مقالات دیگر ما را در مجله راز خوانده اید؟

مشاهده دیگر مقالات در مجله راز

همیشه بزرگ‌ترین درس‌های زندگی‌ام رو از کتاب‌ها گرفتم.

مطمئنم که هیچ فردی به‌خوبی کتاب‌ها نمی‌تونه به انسان‌ها درس یاد بده.

می‌پرسید: «چرا؟» به نظر من، افرادی که قصد دارند به ما آموزش بدهند، تمام تلاش‌شون رو به‌کار می‌گیرند تا فهم خودشون رو از اتفاقات به ما منتقل کنند و دیدگاه ما رو مشابه دیدگاه خودشون کنند؛

اما کتاب‌ها هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنن؛

چون هر فردی با هر نگاهی می‌تونه برداشتی از یک کتاب داشته باشه و از نظر من این برداشت بسیار آموزنده‌تر از آموزش مستقیمه.

ای اهل کتاب خوانی نگران نباشید!

بنابراین اگر مدام می‌خواهید کتابی رو بخونید، اما بارها این کار به تعویق می‌افته، خیلی خودتون رو ناراحت نکنید؛

چون ممکنه هنوز زمان خوندش نرسیده باشه!

یادم می‌آد هروقت که می‌خواستم در محلی عمومی مثل مترو یا اتوبوس کتاب بخونم.

اول کتاب رو با یه روزنامه جلد می‌کردم تا بقیه فکر کنند که کتاب درسیه.

بعد هم یه هدفون می‌گذاشتم توی گوشم تا متوجه نگاه‌های سنگین اطرافیانم نشم؛

اما اومدم اینجا بنویسم که شما این اشتباه رو نکنید؛

چون شاید همین کار شما باعث بشه که چندین نفر دل و جرئت کتاب‌خوندن پیدا کنند…

پس تو هرجایی که هستید سرتون رو بالا بگیرید و کتاب بخونید و من مطمئنم که کتاب‌ها پاداش خوانندگانشون رو خواهند داد…

آبراهام لينكلن:

«بدون حكومت مي‏‌شود زندگي كرد، ولي بدون كتاب و مطبوعات نه.»

 

میتوانید از پر فروش ترین محصولات سایت ما نیز دیدن فرمایید 🙂