من می نویسم

بنویس

بنویس ، من می‌نویسم ! نه برای کتاب نه برای هرکس که بخواند من می‌نویسم، تا دلم صاف شود دلم با خودم صاف شود. می‌نویسم برای دل خودم گاهی باید نوشت، یک موقع حرف‌هایی است که مثل بغض در گلویت گیر می‌کند کاری ام نمیشه کرد .

نه میشه برای کسی بگی و بیرون بریزی و خودت و راحت کنی نه بیخیالش شی! مثل خوره افتاده به جونت دست بردارم نیس. بیارش روی کاغذ هر موقع کم آوردی بنویس هرموقع خسته شدی بنویس هرموقع دلت نخواست بنویس ، بنویس بنویس بنویس…

دلم میخواهد بنویسم

دلم میخواهد بنویسم و همه بخواننن اما دوست ندارم بفهمند من نوشتم دوست دارم کاری کنم. یک راهی برای رهایی از بغض یک راهی برای نوشتن. اسمش میتونه دلنوشته های بی نام باشد، یک جایی باشه همه ادمها بیان و فقط بنویسند، بنویسید تا همه بخوانند اما کسی ندانذ شما نوشتید شاید یک مکانی در همین سایت خودم باز کردم به اسم دلنوشته های بی نام و نشان به نظرتون فکر خوبی نیست ؟

میدونی خیلی که بری به یک چیز میرسی! هیچوقت چیزی عوض نمیشه! اصلا قرار نیست چیزی عوض بشه، قراره عوض بشه چند بار شده موقع سال تحویل به خودمون قول دادیم امسال عجب سالیه، میترکونم… عجب سالی بشه امسال خیلی خوب میشه موفق میشم ازدواج میکنم درآمد توپ اصلامیترکونم نمیدونی چی میشه که !

خب الان چندمه؟ ۱۵ فروردین … ۱۵ فروردین همان سال چی شد؟ دنیا عوض شد اره ؟

همون آش و همون کاسه .

بگذارید خیالتان را راحت کنم هیچی عوض نمیشه!

بگذارید یکم از زندگی شخصی خودم بنویسم . چه کسانی بودند که آرزوی نوشتن تو سرشان داشتند ؟ الان با این مقاله که من می نویسم یکم قلقلک شدن ؟ چند بار بود دست به قلم شدید که اره، دیگه من میدونم خیلی خوب مینویسم در بهترین حالت این است که بیایی عین من تو یک کاغذ اشغال بنویسی و بریزی دور یا در بهترین حالت جو گیر بشی برای خودت یک دفترچه خیلی خوشگل باز کنی به اسم دل نوشته ها بعد چند روزی یا چند هفته و بنویسی و بعد خدای نگه دار … تموم شد رفت .

یه جایی یجوری باید همه چی تغییر کنه از یک جایی باید بگی ، من مینویسم و واقعا بنویسی

چطور بنویسم ؟

الان میبینی من دارم چیکار میکنم دارم یک مقاله مینویسم برای سایتم منم عین خودت بودم نه ؟ چند تا از شما شبیه من بودید ؟ پس قراره یک چیزی عوض شه نه ؟

چی شد قرار بود هیچی تغیر نکنه که، همیشه همه چی بر یک منوال بود ؟ چی شد که من مقاله برای سایتم و مجلات مینویسم کتابهامم تا چند ماهی دیگه به چاپ میرسه ؟ هیچکس نباید شما رو عوض کنه هیچی نباید تغییر کنه هیچ عامل دیگه وجود نداره برای تغییر فقط و فقط باید خودت عوض بشی !

یکم با دقت تا حال روی در و دیوار این شهرو دقت کرده اید ؟ حتی در و دیوار این شهر هم دارند داد میزنند …

شاید خیلی از ماها هر روز تو مترو این رو دیده باشیم ساده از اون بگذریم بیاید فقط برای چند مدت کوتاه، شده چند روز بهتر چند هفته از هرچه میبینیم به سادگی نگذریم شاید حرفی برای گفتن داشت، راهی برای تکرار…

خدا مقصره ؟

اره من صبح ها نمیتوانم از خواب بیدارشم خدا مقصره، من جرات نوشتن ندارم خدا مقصره، من از صبح تا شب فقط سرم تو گوشیمه ؟

دارم به خودم میگما دنبال چی میگردم تو این گوشی اصلا چرا ؟ کی تا حالا شده از تو این شبکه ها برای ما معجزه ای صورت بگیره پس چرا صبح تا شب سرمون تو این گوشی هاست ترافیک، مهمونی، سره کار بعضیا دستشویی …

نمیگم همه چی بده ها من دشمن دنیای پیشرفته ی امروزی نیستم، نمیگم هرچی تکنولوژی بده، نخیر هرچیزی خوب بد داره.

میتونی با چاقو یه هندوانه خوشمزه رو تو دل تابستون قاچ کنی و بخوری یا اینکه همون و مستقیم فرو کنی تو شیکم یه آدم، پس هر چیزی خوب بد داره.

پس خدا مقصرنیست بنده خدا مقصره …

راحت ترین کار دنیاست دیگران رو مقصر دانستند

بیاید برای یک ماه به خودمون قول بدیم این حرفارو نزنیم :

  • اگر یک بچه پولدار دیدیم تو یه ماشین مدل بالا نگیم عه چرا این بابای ما پولدار نیست که منم الان سوار این باشم
  • اگر یک فردی دیدیم که از همسرمون خوشگل تره نگیم عه چرا همسره من اینطور نیس
  • اگر یک شکست تو یه رابطه عاشقانه خوردیم نگیم عه همه مردا یا زن ها همینن
  • اگر تو کارمون باختیم و معاملمون نشد نگیم عه من همش رو دوره بدشانسیم معامله پر سود به ما نیمده
  • اگر هرچی دوییدیم آخر به قطار تند رو نرسیدیم جا موندیم نگیم عه لعنت به این شانس
  • اگر …

هزارتا مورد دیگه هم هست که خودت باید به انتهای این اضافه کنی

اما یاد بگیر مسولیت ۱۰۰ % زندگیتو خودت بر عهده بگیری فقط خودت خودت خودت…

هنوز هم دیر نشده  ، فکر میکنی خیلی خوب مینویسی ؟؟ پس چرا نباید بنویسی تا آدمهای دیگه از خوندن نوشته هات لذت ببرن تو هم داری به خودت ظلم میکنی هم هر فردی که میتونه زندگیش با خواندن یک نوشته از تو متحول بشه نه ؟

پس ظالم نباش …